تبليغاتX
صبــــــــــح ســـــــــــراوان

صبــــــــــح ســـــــــــراوان

عيادت فرماندهان نيروي انتظامي استان اصفهان از سرباز وظيفه محمد احمدي در بيمارستان
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:31  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:37  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:31  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

خبر ویژه                                                                                     خبر ویژه

اخبار غیر رسمی از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در سراسر کشور خبر میدهد . در سیستان و بلوچستان خوشبختانه در این مورد ظاهرا محروم نیستیم . چرا که قریب ۱۵ نفر از اصلا ح طلبان رد صلاحیت شده اند . گزارشها از سراوان همچنان حاکیست در مرحله اولیه بررسی صلاحیت ها ، صلاحیت آقایان ، صاحبداد زهی، داداللهی ، دولتی بخشان ، محمودی،محمد علی دهواری و فاضلی احراز نشده است . البته لازم به ذکر است این آمار ، آمار نهایی نخواهد بود و ممکن است در مرحله بعدی اضافه یا کم شود.  

همچنین شنیده میشود غلام محمد جهاندیده انصراف رسمی خود از حضور در انتخابات را اعلام نموده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:43  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند. عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.



برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت. و حالا پس از ۱۲۷ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.

جنازخ سینه برنادت، قدیس فرانسوی


جنازه ای که بعد از 127 سال سالم است


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 21:24  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

محمدكاظم روحاني‌نژاد، خبرنگار قديمي صداوسيما، در وبلاگ خود (قلم خاطرات) نوشت: اين روزها خبر ترور خانم «بي‌نظير بوتو»، نخست‌وزير اسبق و از سياستمداران برجسته پاکستان، در صدر خبرهاي جهان است. صرف نظر از زندگي پرفراز و شيب خانواده بوتو و نقش‌آفريني آنان در صحنه سياسي اين کشور، ترور بي‌نظير که سومين قرباني اين خانواده در ميدان نبرد قدرت و رقابت سياسي پاکستان به شمار مي‌رود، سرنوشت ترحم‌آميزي براي او و خانواده‌اش در افکار عمومي جهان از جمله منطقه رقم زد.

او در دوران نخست‌وزيري‌اش دو بار به ايران سفر کرد که يک نوبت آن، ديدار رسمي به دعوت آقاي‌ هاشمي رفسنجاني، رئيس‌جمهور وقت بود. به ياد دارم بي‌نظير بوتو هنگام پياده شدن از هواپيما در فرودگاه مهرآباد تهران، چادري مشکي بر دوش خود انداخته بود و روسري سفت و محکم سفيد رنگي هم به سر داشت و آقاي ‌هاشمي به شوخي به او گفت، چقدر خودتان را پيچانده‌ايد...!!
 
  
 
 
ورود بوتو به فرودگاه مهرآباد
 
گروهي از پاکستاني‌هاي مقيم ايران هم که عمدتا خانواده کارکنان سفارت اين کشور بودند، با اجتماع در بيرون از ساختمان پاويون جمهوري، به زبان فارسي شعار مي‌دادند: «محترم بي‌نظير بوتو زنده باد».

در مصاحبه‌اي که با بي‌نظير داشتم او سعي داشت گاهي با کلمات فارسي دلبستگي و تعلقش به ايران را نشان دهد و در تشريح برنامه‌هاي ديدارش از ايران گفت: زيارت حضرت امام رضا(ع) از آرزوهاي من است که انشاءالله انجام خواهد شد.
 
 
مادر بوتو از ايراني بودنش مي‌گويد (سال ۶۹ اسلام آباد)
 
دوران نخست‌وزيري بي‌نظير بوتو تلخ تمام شد و او پس از برکناري توسط «غلام اسحق خان» و به قول آقاي کروبي، رئيس پيشين مجلس شوراي اسلامي، «اسحق غلام خان»، رئيس‌جمهور پيشين پاکستان و به قدرت رسيدن «محمد نواز شريف»، نخست‌وزير پيشين اين کشور، به اتهام سوءاستفاده از قدرت به زندان افتاد.

به خاطر دارم در سفر حجت‌الاسلام و المسلمين مهدي کروبي به پاکستان، که من به عنوان خبرنگار همراه او بودم، خانم «نصرت بوتو»، مادر بي‌نظير، که آن زمان نماينده ايالت سند در مجلس پاکستان بود در حاشيه کنفرانس مطبوعاتي کروبي، به ديدار هيأت ايراني آمد. نصرت بوتو که لباس آبي روشن به تن و روسري سبزي به سر داشت دقايقي با من گفت‌وگو کرد. نصرت بوتو به زبان فارسي که البته کمي هم دري بود گفت: من دختر «حاج علي صابونچي»، تاجر معروف اصفهاني‌ام و افتخار مي‌کنم تبارم ايراني و شيعه است! از او پرسيدم، از خانم بي‌نظير چه خبر؟ نصرت بوتو آهي کشيد و گفت: هم بي‌نظير و هم «آصف علي زرداري»؛ همسرش، مدتي است در زندان هستند و من الان آمده‌ام از رئيس مجلس ايران بخواهم براي آزادي او از زندان، با مقامات پاکستان گفت‌وگو و به اين موضوع کمک کند. البته دقايقي بعد با آقاي کروبي گفت‌وگو و رئيس مجلس وقت ايران هم اظهار اميدواري کرد مشکل ايشان هر چه زودتر حل شود. که البته نشد و پس از يک مدت طولاني، بي‌نظير به خارج ازپاکستان تبعيد گرديد و بازگشت دوباره او هرچند با استقبال گسترده طرفداران حزب مردم روبه‌رو شد، اما با سرانجامي تلخ يعني مرگ بر اثر اصابت گلوله و انفجار بمبي قوي پايان يافت.

 
  
جالب است بدانيد خانواده بوتو از سازمان ملل خواست درباره ترور بي‌نظير و شناسايي عوامل آن تحقيق کند اما آمريکا آن را رد کرد و مانع انجام اين تحقيق شد و اين موضوع نشان مي‌دهد که داستان چيست!؟
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:15  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

همین الان به من خبر رسید حاج عادل مزاری مدیر مسئول هفته نامه صبح زاهدان در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شد .

صاحبنظران پیش بینی میکردند عادل مزاری که مواضع انتقادی وی از استاندار باعث عصبانیت عده ای بوده و اخیرا ساعاتی در بازداشت به سر برده در صورت تایید صلاحیت از اقبال زیادی در انتخابات برخوردار خواهد بود . 

 امیدواریم شورای  نگهبان و هیات های اجرایی و نظارت با تنگ نظری باعث  کاهش مشارکت حد اکثری در انتخابات نشوند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:6  توسط عبدالخالق باران زهی  | 

خواستگار با گلوله به دختر مورد علاقه اش پاسخ داد
گروه حوادث؛ پسر جواني در پي يک شکست عشقي دختر مورد علاقه اش را با شليک گلوله کشت و سپس به زندگي خودش پايان داد.

اين حادثه غم انگيز، 11 شب روز يکشنبه به ماموران پليس سراوان گزارش شد و بلافاصله ماموران به محل حادثه رفتند و با اجساد ساناز نوجوان 17 ساله و نعيم 25 ساله روبه رو شدند که از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند، اما اين پايان ماجرا نبود و ماموران چند قدم آن طرف تر مرد مجروحي را پيدا کردند که خون زيادي از او رفته و بيهوش شده بود. مرد مجروح که واحد نام دارد و پدر ساناز است به سرعت به بيمارستان انتقال يافت. با به هوش آمدن پدر ساناز، مرد ميانسال تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ مدت ها قبل نعيم که از هم محلي هاي ما بود به خواستگاري ساناز آمد، اما من و ساير اعضاي خانواده با اين ازدواج مخالفت کرديم. دخترم ساناز هم که متوجه شد ما موافق نيستيم، به اين ازدواج رضايت نداد. ولي نعيم دست بردار نبود، او هر بار يکي از بزرگان شهر را براي خواستگاري مي فرستاد اما دخترم همچنان مخالف بود. اين مرد ادامه داد؛ چند روز قبل باز هم زنگ در خانه به صدا درآمد، نعيم اين بار خودش آمده بود. من سعي کردم با او مهربان رفتار کنم و دلش را نشکنم به همين خاطر وقتي داشت با عصبانيت حرف مي زد آرام جوابش را دادم. نعيم گفت؛ يک بار ديگر ساناز را از شما خواستگاري مي کنم، اما بدانيد اگر اين بار هم مخالفت کنيد، من ديگر از شما خواهش نمي کنم. مرد مجروح در ادامه اظهاراتش گفت؛ آن روز به نعيم توضيح دادم ساناز خودش مخالف اين ازدواج است و من هم نمي خواهم دخترم را مجبور کنم. سرانجام نعيم رفت اما گفت سه روز بعد برمي گردد.

من بار ديگر موضوع را با ساناز مطرح کردم اما نه اعضاي خانواده و نه دخترم به اين ازدواج رضايت ندادند تا اينکه روز حادثه نعيم بار ديگر به خانه مان آمد و دوباره از من خواست با ازدواج او و ساناز موافقت کنم ولي من جواب منفي ساناز را به او ابلاغ کردم. نعيم يک دفعه صورتش از عصبانيت سرخ شد و ديگر فرصت نداد من حرف بزنم. او سلاحي را از زير لباسش بيرون آورد و شليک کرد. اين عمل آنقدر سريع اتفاق افتاد که من نفهميدم چند تير و چطور شليک کرد.

وي ادامه داد؛ نعيم تير اول را به ساناز و تير دوم را به من زد، بيهوش روي زمين افتادم و متوجه خودکشي او نشدم. اين گزارش حاکي است، هم اکنون اجساد ساناز و نعيم در پزشکي قانوني است و پليس تحقيقات را در اين خصوص ادامه مي دهد.
http://www.etemaad.com/Released/86-11-02/269.htm#64615
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:24  توسط عبدالخالق باران زهی  |